31.10.07

برف صدهزار دلاری کیارستمی

روز سی و یک اکتبر حراج کریستیز(cristie’s auction) توی تالار گلدفین برجای امارات دبی برگزار شد. کریستیز یکی از حراجیهای معتبر جهانه که مرکزش توی لندنه و سه ساله که توی دبی هم حراجی میذاره. شب اول مال آثار هنری بعد از جنگ جهانی و هنر معاصر بود با تمرکز روی هنرمندای عرب و ایرانی. شصت و چار تا اثر ایرانی توی حراجی شرکت داده شد.
یه کار از عباس کیارستمی به نام برف بود روی بوم با عرض حدود دو ونیم متر که صدهزار دلار فروش رفت. قیمت کارشناسی براش بین بیست و پنج تا سی و پنج هزار تا برآورد شده بود. (عکسها:محمدحامد زینلی)

26.10.07

حوصله اسم گذاشتن ندارم


عکس از خودم

21.10.07

بدون عنوان

دبی. بدون عنوان

خیلی هم خوبه

این خیلی عکس خوبیه به نظرم. در واقع تصویر اصلی از انعکاس پیاده رو و زن در آب بارون درست شده و فضای و حال و هوای خیابون بارون زده رو خوب نشون میده. فک می کنم کمی رنگا رو بالا پایین کرده باشه تا حس بهتری به عکس بده ولی اونچه مسلمه عکس واقعیه و خیلی هم خوبه.
عکس از gilad

14.10.07

نگاه آدمای توی عکس

راستی چی توی یه عکس میتونه وجود داشته باشه که اونو به یه صحنه خیره کننده و جذاب بدل کنه؟ آروم بنشینی گوشه ای و تماشا کنی که توی این چهارگوش بی حرکت، راستی چیه که تحرکی توی فکرت و نگاهت ایجاد می کنه. داشتم این عکس رو تماشا می کردم، مدت زیادی طول کشید و من همچنان به عکس نگاه می کردم و خطوط منو به افکار دیگه ای کشونده بود. احساس می کنم داشتم به جایی نگاه و فکر می کردم که آدمای توی عکس دارن نگاه می کنن. این همه خط عمودی رو یه خط افقی قطع می کنه که همون خط نادیدنی ولی قابل حس نگاه آدماس. ممکن بود این عکس بدون آدما و فقط با همون خطوط عمودی هم عکس خوبی باشه ولی یه چیزی باعث شده که عکس روح بگیره و علتش شاید همین برخورد خطوط با نگاه آدماس. یکی دیگه از چیزای جالب عکسای این شکلی اینه که واقعا چی شده که اینا توی صحنه ای طبیعی و دست نخورده، همچین کنش مشترکی از خودشون نشون بدن. از این عکس سیاه و سفید خوشم میاد چون حس کنجکاوی منو انگولک می کنه. شاید برای همینه که من عکاسی از مردم رو خیلی می پسندم.
عکس از RaMiBru

10.10.07

عکاسی مورد علاقه من


سبکی در عکاسی هست به نام عکاسی خیابانی (street photography) که در جاهایی مثل خیابان یا هر فضای عمومی شهری دیگه ای گرفته میشه. در بسیاری موارد این عکسها یه برداشت واقعی از یک محله، یک خیابانی با رهگذرانش یا زندگی عادی مردم محل عکاسی است و در واقع نوعی عکاسی مستند است. از طرف دیگه سبک دیگه ای در عکاسی هست به نام fashion photography که نحوه لباس پوشیدن، آرایش آدمهای صحنه به همراه آرایش خود صحنه که میتونه استودیوی ساده و کوچیکی باشه با یه پس زمینه ساده. صحنه میتونه کاملا ساختگی باشه که در عکاسی مد رایجه یا میتونه در محیطی واقعی بدون دستکاری گرفته بشه. معمولا رنگ و نور عکسای مد اغراق آمیز تر و اشبع شده تره یا کاملا سیاه و سفیده. تلفیق جالبی از این دو سبک عکاسی به وجود میاد که از نظر من حس خوبی داره. توی این عکس که به نظر من عکس خوبیه، فضای شهری، دیوار ساختمون با نقاشیهای دیواری (graffity) که خیلی واقعی و بدون دستکاری صحنه گرفته شده و از طرف دیگه با استفاده از یه مدل عکاسی به صحنه حرکت خوبی داده. یه عکس عمودی با حرکت عمودی آدمیزاد توی کادر، رنگ و سایه های اشباع شده با کنتراست بالا و رنگ بندی متناسب. این سبک تلفیقی که نمی دونم آیا وجود خارجی داره و این که اصلا درباره اش منابعی وجود داره یا نه چون هنوز دنبالش نگشتم، سبک عکاسی مورد علاقه منه و دارم سعی می کنم به ایده های خودم توی این سبک برسم.
عکس از TrixyPixie/deviant art