15.12.07

درگیری فرهنگی

حسابی درگیر فرهنگم. داریم روی یه سایت کار می کنیم که تقریبا کارش تموم شده. به زودی میره رو هوا و همه خوشحال میشیم. طراحیش خیلی ازمون وقت گرفت چون می خواستیم راحت و سریع باشه و البته حوصله آدمو سر نبره. الان سایت در حال نوشته شدنه.
فستیوال فیلم دبی خوب بود. برای من دو تا فیلم ویژه داشت که حسابی از دیدنشون رفتمن تو فکر و بعد از چهار ماه مجبور شدم دوباره سیگار دود کنم. با فیلم "پرواز بادکنک قرمز" یا flight of red balloon شروع کردیم. با بازی محشر ژولیت بینوش که مثه همیشه خوب و راحت بود. به قول نیکی با یه خانواده فرانسوی آشنا شدیم. کولاکش فیلم "چهار ماه، سه هفته، دو روز" یا 4luni, 3 saptamani si 2 zile محصول رومانی بود. فیلمی به زبون رومانیایی و تکان دهنده درباره دوران کمونیستی رومانی سال هشتاد و شیش. وقتی تیتراژ پایانی اومد کسی نتونست از جاش جم بخوره. نگاه سرد و مبهوت دخترای توی فیلم، از رنجی که برده بودن، به این زودی از یادم نمیره مگه این که نگاه سردتر و مبهوت تری جاشو بگیره. توی سینما بغل دستیم ده بار فین کرد و وسط اون اوضاع افتضاخ توی فیلم ده بار پریدم. می خواستم با آرنج بزنم تو صورتش دیگه.
احساس ناراحتی و افسرگی عمیقی داشتم بعد از فیلم و اگه تا ساعت دو شب با بچه ها توی فضای باز حرف نمی زدیم، بد می شد.
شب بعدش the edge of heaven رو دیدیم. این فیلمه از طرف آلمان رفته اسکار که ایشالا جایزه بگیره. خیلی فرق داره. داستان در داستانه و زمان دائم در رفت و آمده، تو مخی نیست، موسیقی ترکی(استانبولی) دلنوازی در جریانه و برای خود من خاطره سفرم هم زنده میشه. در جریان تماشا به فکر بودم که خیلی خوبه فرصت دیدن یه فیلم جشنواره ای رو دارم که هنوز اکران عمومی نشده.
نکته خاص فستیوال امسال لات بازی دبی بود که توی بروشور فیلما به شدت و ضعف خشونت، زبان تند و تصاویر جنسی اشاره کرده و برای سانسور هم تلاشی نکرده بود. فیلما حسابی طولانی و کوتاه نشده هستن و دیدنشون حسابی ازت انرژی می بره. فیلم "پارانوید پارک" به دیدنش نمی ارزید. از سینمای آمریکا خسته شدم، مگر بعضیاشون. عوضش حسابی با سینمای اروپا حال می کنم.
خسته شدم. بعد می نویسم.