18.12.09

باغ مخفی


سریالی می دیدم وقتی که بچه بودم، اسمش بود «باغ مخفی». از آن روزها تا امروز هر جا که دیواری قدیمی می بینم بی پنجره در میان یک باغ که تنها یک در به آن باز می شود، یاد باغ مخفی می افتم و تاثیر عمیقی که بر من می گذاشت... و یاد وقتی که بچه بودم. این در میان دیوار قدیمی در باغ کاخی قدیمی در استانبول یاد مرا برد به باغ مخفی

4.11.09

فروریختنت را تماشا می‌کنم

می دانی که فروریختنت را به تاخیر می اندازی. کور شده ای و نمی دانی که پیکره متوهم و ناپایدارت همین حالا هم توان روی پا ایستادن ندارد. فرو می ریزی درست وقتی می پنداری همه گوش به فرمانت دارند. بمیر در خودپسندی کورت و شهوت بالا نشستنت. توحش تو را خود شیطان شرم دارد از تماشا کردن و رقت انگیزتر از حال تو دیگر حالی نیست.
حالم را به هم میزنی خون آشام

29.10.09

طراحی تازه سی.ان.ان

درباره طراحی تازه سایت سی.ان.ان. در نگاه اول دو نکته می توانم بگویم: سی.ان.ان قرمزتر شده و به نظرم پاکیزه تر. سایت سی.ان.ان روز ۲۲ اکتبر جمعی از روزنامه نگاران در نیویورک را دعوت کرد تا نخستین افرادی باشند که طراحی جدید این سایت را می بینند.


این سایت خبری ترافیک بسیار بالایی دارد و طراحی که پیش از این داشت به اندازه کافی به روز بود با این حال الان به مراتب شکل و فورم چشمگیرتری دارد.
نکته جالب و ساده ای هم در لوگوی ویرایش جهانی سی.ان.ان. هست که دوست دارم. نیم کره زمین کنار لوگو با هر بار تازه کردن صفحه، تغییر می کند.
مدیر سی.ان.ان گفته که طراحی جدید سایت برای تاکید بیشتر روی اخبار فوری و ویدیوها بوده و همچنین تحلیل ها تا استفاده از آنها آسان تر باشه. من همیشه از بازطراحی سایت ها خوشحالم، کاری که خودم هم به دوستان سایت دارم توصیه می کنم

3.10.09

Je t'aime

Je t'aime

29.9.09

حرامزادگان بی شرم

دو شب پیش رفتم سینما و فیلم «حرامزاده های بی آبرو» یا هر چی! ساخته کویینتین تارانتینو را تماشا کردم. از همه چیز درباره این فیلم خوش ساخت می گذرم، چون مقصودم حرف زدن درباره این فیلم نیست.

هشدار: اگر فیلم را ندیدی و تعریف کردن پایان فیلم برایت عذاب آور است، بی زحمت دیرتر بیا این را بخوان.

پایان فیلم: آدولف هیتلر، یوزف گوبلز و خیلی از اعضای ارشد حزب نازی در سینمایی نشسته اند و فیلم «افتخاراتشان» را نگاه می کنند که دو سرباز حمله می کنند و خود هیتلر و دارودسته اش را با مسلسل در جا می کشند. صاحب سینما هم سالن را به آتش می کشد. خوب همین جا نگه دار!


پیش از این فیلمی درباره جنگ جهانی یا هیتلر ندیده بودم که در آن هیتلر کشته می شود، به همین سادگی. داستان این فیلم تقریبا سرنوشت جنگ جهانی و خیلی چیزهای بعد از آن را به دلخواه تغییر می دهد. یکی فیلمی ساخته و شخصا مستبد خون آشام قرن را کشته است.

مقصود این که هیتلر یا هر مستبد خون آشام دیگری، چه به مرگ طبیعی بمیرد، چه خودکشی کند و چه در گوشه ای کشته شود، خلقی از وجودش آسوده می شود. هیتلر هم در فیلم تارانتینو در حالی که از خنده های شیطانی برای تماشای کشتن آدم ها ریسه می رود، کشته می شود. تمام می شود بدون این که دیگر فرصتی داشته باشد و هیچ چیز را با خود نمی برد جز نفرین خلقی رنجان.

9.9.09

دیار به ظلم نمی‌ماند استوار

باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند

23.7.09

Ahmadinejad is NOT my president

Ahmadinejad is NOT my president

7.6.09

اژدهای خفته زیر مارکر

داشتم نقشه‌ها رو برای سفر چین نگاه می‌کردم تا پیش از رفتن درباره جغرافیای این کشور خیلی گنده بیشتر بدونم. والا ما از قدیم‌ حول و حوش چهار پنج سال پیشا شنیده بودیم که گوگل خودش رو در چین سانسور می‌کنه. اما الان شنیدن کی بود مانند دیدن. یهو این وسط وقتی داشتم نقشه پکن رو بالا پایین می‌کردم، چشمم خورد به قسمت‌هایی که با ماژیک (احتمالا یا هر ابزار دیگه) سیاه شده. درست که دقت کردم دیدم بخش‌های دیگه‌ای از نقشه هم سیاه یا سانسور شده که من درباره این که چه چیزی زیر اون سیاهی‌ها خوابیده اطلاعی ندارم. ممکنه چینی‌ها چند اژها رو زیر اون سیاهی‌ها خوابونده باشند که بهشون اژدهای خفته هم گفته میشه. این تصویر یکی از بخش‌های سیاه شده نقشه بیجینگ یا پکن خودمونه.

2.6.09

فراتر از هیپ هاپ

شعری از سوهير حماد*، شاعر فلسطینی در برنامه‌های شعرخوانی دف پوئتری** را نگاه می‌کنم که در مغزم فرو می‌رود و اثر عمیقی در من می‌گذارد.





19.5.09

کیک خامه‌ای

وجدانا کاری به سیاست ندارم. ولی طراح این طرح تبلیغاتی خیلی خوب کار رو از آب درآورده و من از کارش خوشم میاد. این شما و این تبلیغ جشن 60 سالگی صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر.

پ.ن. منبع این پوسترو گم کردم و پیداش نمی‌کنم، اما یک پوستر از مجموعه انتشارات جامعه بین‌المللی حقوق بشر رو اینجا اضافه می‌کنم.



unkown public domain



ISHR publication, via noticias24

در می‌گذرد با سودایی که می‌برد

یک خبرگزاری امروز می‌نویسد که سیاوش شاملو فرزند احمد شاملو درگذشته است. با خودم فکر می‌کنم او که تازگی‌ها بر سر اسباب و اثاث پدرش که شاعر محبوب خیلی‌ از این مردم بود، مشکلاتی با آیدا همسر شاملو داشت. حق دادن به این یا آن کار من نیست، اما به نظر می‌رسید او برنامه‌ها برای این اسباب و اثاث آن سال‌های پیش درگذشته دارد، پس چرا نماند و کارش را تمام نکرد.
فکر می‌کنم به مرگ. فکر کن!

18.4.09

سینما تندیس افتضاح

یا من توقع خیلی زیادی از سینمای ایران دارم یا سینمای ایران به سرعت داره سقوط می کنه... دست کم داره به سرعت سرازیری رو میره پایین. فیلم های ایران کم و بیش به دستم می رسه و با دیدن هر کدوم وا می رم. انگار کارگردانای ایرانی دست به دست هم دادن تا همه چیز رو یک جا نابود کنن. افتضاح. البته فیلم های خیلی جدید مثل درباره الی رو ندیدم اما می ترسم اونا هم تعریفی نباشن.

خاک عالم با ساختن فیلم هایی مثل: همیشه پای یک زن در میان است/ دست های خالی/ انعکاس و غیره. به اضافه تندیس افتضاح برای فیلم نادیده اخراجی ها. آقا و خانم کارگردان بی تعارف مزخرف ساختین.

پ.ن. دم فیلمسازانی که دانش و کاربلدی و سلیقه و استعداد سینما رو دارن گرم. چند فیلم ایرانی را همچنان دوست دارم و تماشا می کنم و اسمشونو نمی گم تا اگر یه وقت دیگه خوشم نیومد حرف توش نباشه.

من و شیشه خیارشور

خیلی دوست دارم آهسته برم سر یخچال و از توی شیشه خیارشور بر دارم. کاری که از خیلی بچگی دوست داشتم.

5.4.09

زن و مرد مینیاتوری

کارت پستالی را که مریم از استانبول سوغات آورده نگاه می‌کنم. روی آن مینیاتور ایرانی است که از نسخه خطی یک کتاب قدیمی به دست آمده. زن و مرد جوان زیر درختی نشسته، دست در دست هم دارند. اینا رو ولش کن.

داشتم فکر می‌کردم که چه جالب اگر این نقاشی بر اساس آنچه در همان روزگار می‌گذشت کشیده شده، زن و مرد تقریبا جامه‌ای شبیه هم پوشیده‌اند. دست کم از این نقاشی و مینیاتورهای مشابه می‌شود چنین شباهتی را فهمید. از این که چه چیزی در فکر آنها می‌گذرد آگاهی ندارم، اما آیا ممکن است در آن دوران زن و مرد به برابری‌هایی رسیده باشند که برابری در پوشش یکی از نشانه‌های آن باشد؟
همینجوری رسید به ذهنم. ممکنه که چرت بگم.