4.11.09

فروریختنت را تماشا می‌کنم

می دانی که فروریختنت را به تاخیر می اندازی. کور شده ای و نمی دانی که پیکره متوهم و ناپایدارت همین حالا هم توان روی پا ایستادن ندارد. فرو می ریزی درست وقتی می پنداری همه گوش به فرمانت دارند. بمیر در خودپسندی کورت و شهوت بالا نشستنت. توحش تو را خود شیطان شرم دارد از تماشا کردن و رقت انگیزتر از حال تو دیگر حالی نیست.
حالم را به هم میزنی خون آشام