2.10.10

آهستگی

آهسته
چمدان را جمع می کنم
خوشی توی رگ وول می زند

آهسته
هوا دارد یخ می زند

با دوچرخه
سرازیر می شوم به پایین تپه

آهسته
هستم این روزها