15.4.14

بازی



بعد از زمانی نسبتا طولانی، این اولین فرصت است که برگشتم و دوباره به اولین تجربه بازیگری روی صحنه ام نگاه کردم. نمایش خواستگاری (The Proposal)، اثر شریف آنتون چخوف بزرگوار. تجربه ای واقعا متفاوت و باید بگویم هیجان انگیز. 

این کار به قول گفتنی یک حسن که نه، چندین حسن داشت از جمله این که در قالب یک کاراکتر با آن همه تمرین و بحث گروهی درباره متن و گذشته و آینده احتمالی داستان نمایش و مدتی فرو رفتن در فضاهای گروتسک و بازی های اغراق شده برای شناختن آدم های نمایش، فراتر از وقتی که یک اثر را فقط می خوانی، عمیقا درک کردم که این مرد با زبردستی حیرت انگیزی، مسائل انسانی را بی قید زمان و مکان، چقدر خوب می شناخته، شکافته و با موقعیت طنزآلود آمیخته و بی پرده و رقت انگیز به همه نشان داده. 

خوب، حسن دیگرش هم این بود که آن سیخی را که چند سال بابت یک رویا، رویای تئاتر، به پهلوی خودم فرو کردم، جوابش را به خودم دادم و هیجانش را هم چشیدم. از عالم شگرف تئاتر، همین دو فقره تجربه شناختی و حسی که شیرین بود، ما را بس.

* عکس از امید بهرام زاد